
این مونوگراف دارای پروپوزال تحقیق نیز میباشد. جهت سفارش، لطفاً از طریق واتساپ به ما پیام ارسال نمایید
وتسپ:۰۷۹۹۱۱۸۸۳۱
قیمت: ۱۰۰۰ افغانی
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پدیده اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهمترین و پیچیدهترین چالشهای اجتماعی و کیفری در افغانستان بهشمار میرود که آثار و پیامدهای آن فراتر از حوزه فردی بوده و ابعاد گستردهای از حیات اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، حقوقی و امنیتی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. موقعیت خاص جغرافیایی افغانستان، سالها جنگ و بیثباتی سیاسی، گسترش فقر و بیکاری، ضعف نظامهای آموزشی و حمایتی و همچنین قرار گرفتن کشور در مسیر تولید و ترانزیت مواد مخدر، از جمله عواملی هستند که زمینه گسترش تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر را فراهم ساختهاند. در چنین شرایطی، اعتیاد نهتنها بهعنوان یک آسیب اجتماعی، بلکه بهمثابه تهدیدی جدی علیه سلامت عمومی و نظم اجتماعی مطرح میشود.
از منظر حقوقی، دولتها برای مقابله با پدیده اعتیاد ناگزیر به اتخاذ رویکردهای قانونی مشخص هستند. رویکرد قانونی در قبال اعتیاد و استفاده از مواد مخدر، بیانگر نوع نگاه قانونگذار به مصرفکننده، معتاد، توزیعکننده و قاچاقچی مواد مخدر است. این رویکرد میتواند صرفاً بر جرمانگاری و مجازات مصرف مواد مخدر استوار باشد یا با نگاهی واقعگرایانهتر، میان مصرفکننده و عوامل اصلی جرایم مواد مخدر تفکیک قائل شده و در کنار برخورد کیفری، بر درمان، بازتوانی و پیشگیری نیز تأکید نماید.
سیاست جنایی، بهعنوان چارچوب کلی واکنش دولت در برابر جرایم، نقش تعیینکنندهای در تنظیم رویکرد قانونی نسبت به اعتیاد دارد. سیاست جنایی افغانستان در این حوزه در سه سطح تقنینی، قضایی و اجرایی قابل بررسی است. در سطح تقنینی، قوانین مربوط به مواد مخدر، استفاده و اعتیاد را جرمانگاری کرده و برای آن ضمانت اجراهای کیفری پیشبینی نمودهاند. در سطح قضایی، نحوه تفسیر و اجرای این قوانین توسط محاکم و مراجع عدلی اهمیت مییابد و در سطح اجرایی، عملکرد نهادهای مسئول در زمینه تعقیب، درمان و پیشگیری مورد توجه قرار میگیرد.
در افغانستان، هرچند قوانین مرتبط با مواد مخدر حاوی نشانههایی از رویکرد حمایتی و درمانمحور نسبت به معتادان است، اما در عمل، غلبه رویکرد کیفری و مجازاتمحور همچنان محسوس میباشد. این امر موجب شده است که سیاست قانونی موجود نتوانند بهطور مؤثر از گسترش مصرف مواد مخدر و پیامدهای ناشی از آن جلوگیری کنند. از همینرو، بررسی و تحلیل رویکرد قانونی و سیاست جنایی افغانستان در قبال اعتیاد و استفاده از مواد مخدر، با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف و ارائه راهکارهای اصلاحی، از اهمیت علمی و عملی ویژهای برخوردار است. پژوهش حاضر تلاش دارد با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر منابع حقوقی و جرمشناختی، ابعاد مختلف این سیاستها را مورد بررسی قرار دهد.
اعتیاد به مواد مخدر در افغانستان بهعنوان یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی، بهطور مستقیم و غیرمستقیم ساختارهای فردی، خانوادگی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. گسترش مصرف مواد مخدر نهتنها سلامت جسمی و روانی افراد را تهدید میکند، بلکه با افزایش جرایم، تضعیف بنیان خانواده، کاهش نیروی کار سالم و تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی، امنیت و ثبات جامعه را نیز با چالش جدی مواجه ساخته است. شرایط خاص افغانستان، از جمله موقعیت جغرافیایی، تولید گسترده مواد مخدر، فقر و بیکاری، زمینه بروز و تشدید این پدیده را بیش از پیش فراهم کرده است.
در مواجهه با این وضعیت، دولت افغانستان از طریق وضع قوانین، صدور احکام قضایی و اجرای برنامههای مختلف، سیاست جنایی خاصی را برای مقابله با پدیده اعتیاد اتخاذ کرده است. این سیاستها شامل جرمانگاری رفتارهای مرتبط با مواد مخدر، تعیین مجازاتهای کیفری، اقدامات اجرایی و در مواردی تدابیر درمانی و پیشگیرانه بوده است. با این حال، تداوم و گسترش اعتیاد در جامعه نشان میدهد که سیاست جنایی موجود نتوانستهاند بهطور کامل به اهداف خود دست یابند و همچنان با چالشهای جدی در عرصه قانونگذاری، قضا و اجرا روبهرو هستند.
بر این اساس، موضوع این پژوهش بررسی و تحلیل سیاست جنایی افغانستان در قبال پدیده اعتیاد است تا روشن شود که این سیاستها تا چه اندازه با ماهیت چندبعدی اعتیاد سازگار بوده و تا چه حد توانستهاند میان رویکرد کیفری، درمانمحور و پیشگیرانه تعادل برقرار کنند. تبیین نقاط قوت و ضعف سیاست موجود و ارائه راهکارهایی برای اصلاح و بهبود آنها، محور اصلی این تحقیق را تشکیل میدهد و میتواند زمینهساز اتخاذ سیاست کارآمدتر در مقابله با پدیده اعتیاد در افغانستان باشد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که اگرچه در قوانین افغانستان نشانههایی از رویکرد درمانمحور و انسانی نسبت به معتادان دیده میشود، اما در عمل، رویکرد کیفری و مجازاتمحور بر سایر رویکردها غلبه دارد. نتیجهگیری پژوهش بیانگر آن است
اشتراکگذاری:
